تبلیغات
ادبیات عشق - و محرم آغاز شد ویژه نامه فرا رسیدن ماه محرم

و محرم آغاز شد ویژه نامه فرا رسیدن ماه محرم

و محرم، آغاز شد
کاروان خورشید فرود آمد بر تَرک تَرَک های سرزمینی که
تنها هُرم عطش بر شانه داشت و داغ تشنگی سالیان بر جگر
«خورشید» را چنگ و دندانِ مشتی گرگ احاطه کرده بود 
و او که اقیانوس نور بود و کوهسار استقامت
پرسید: نام این سرزمین چیست؟ کربلا
و دست های آفتاب، روبه آسمان قد کشید
أللّهِمَّ إنّی اَعُوذُبِک مِنَ الْکربِ وَالْبَلاءِ
آن گاه، کاروان را خطاب کرد: [فرود آیید! این سرزمین، منزلگاه
ماست؛ همان ارض موعودی که یک روز، رسول خدا 
خبرش را در گوشم زمزمه کرد
در این صحرا، خون های خداخواه ما، بر زمین جاری می شود
و دل های شهید، بر خاک می غلتند و قبرهایمان سبز می شوند
پس، خیمه های مظلوم، برپا ایستادند و آل محمد، در آن خاک 
غم انگیز ساکن شدند
کربلا، خواب قرآن را بر منبر نیزه ها می دید و سلاخ های نامردم
خنجر تیز می کردند و امام آسمان ها و زمین، دست
به کار اطاعت کردگار بود
و محرم، آغاز شد



سلام بر حسین علیه السلام ، آن عطیّه بزرگ الهی
درود بر سیدالشهدا علیه السلام ، بزرگ مردی از سلاله پاکان
عصاره ایمان، پاسدار حریم ولایت، آفریدگار حماسه و شور
سرفصل کتاب عقیده و جهاد، و اسوه تمامی آزادگان جهان
اینک حسین علیه السلام به کربلا می آید
می آید تا یزید، همه کاره دنیا نباشد
می آید تا آیین سبز محمدی صلی الله علیه و آله ، به دست
فرزندان ابوسفیان در خاک نشود 
می آید تا ذوالفقار علی علیه السلام در نیام نماند
می آید تا در طواف عشق، لباس سرخ شهادت بر تن کند
می آید تا حج، از روز مرّگی به درآید و کعبه، دیگر خواب خدایگان
پوشالی را نبیند. می آید تا از این پس، کربلا مطاف اهل دل باشد


ای حسین! ای فرزند شریف ترین انسان، ای معشوق جان های 
شیفته حق و حقیقت و ای امید حیات پاکان اولاد آدم
داستان خونین تو در دشت سوزان نینوا، قرن ها پیش از آنکه
چشم به این دنیا باز کنیم
به وقوع پیوست و ما و گروهی از کاروانیان گذرگاه حیات پرمعنا
به حکم جریانِ منظمِ زندگی در جویبار زمان، از دیدار جمالِ زیبایِ
ربّانیِ تو و یاران بی نظیرت محروم گشتیم؛ 
یاران باوفایی که با شکوفایی درخشان ترین سعادت 
و فضیلت انسانی در دل، چره برافروختند
و با بال و پری که از اعماق جانشان روییده بود، در چند لحظه 
از تنگنای عالم خاک، در اوج عالم پاک به پرواز درآمدند
افسوس که ما از تقدیم جانمان در آن طَبَق اخلاص ـ که در آن روز 
خونبار، جان هفتاد و دو تن انسان کامل را به پیشگاه
الهی عرضه کرد ـ محروم ماندیم


سال هاست که محرم سیاه پوش است 
و سینه ها از سوگ، در جوش و خروش
سال هاست که کربلا، روزهای سردمان را گرما می دهد 
و بر شب های سیاه مان نور می پاشد
کیست که آزاده باشد و محرم را به سوگ ننشیند؟
کیست که سوار بر راهوار اشک، به مهمانی 
عاشوراییان برود و شیفته برنگردد؟
کیست که در سفینه ی نجات وارد شود 
و در موج های هوس غرق گردد؟
کیست که حسین را چراغ راهش کند 
و در بیراهه های پر پیچ و خم، گم شود؟
کیست که گوش جان بسپارد 
و نام تو را در هیاهوی فرات نشنود؟

ای‌ حسین‌، ای‌ رازدار منزل‌ وحی‌؛ 
غم‌ سرای‌ خیمه‌ هایت‌، سوزش‌ قلب‌ زنانت‌
گریه‌نوباوگانت‌، آه‌ و سوز خواهرانت‌
العطش‌ از دخترانت‌، عالمی‌ را اشک‌ ریزان‌ می‌کن
ای‌ حسین‌ ای‌ رهنمای‌ راه‌ ایمان‌،
ای‌ حسین‌ ای‌ جرعه‌ نوش‌ جام‌ یزدان‌
کوفیان‌ بد صفت‌، نا مردمان‌ بی‌ مرو  
گران‌ بی‌ فتوت‌، حیا از مادرت‌ زهرا س نکرد   
ای‌ حسین‌ جان‌ ای‌ خون‌ یزدان‌
واژگان‌ در چکامة‌ شور تو ناتوان‌
شعر گویان‌ در ستایش‌ صبر تو حیران‌
و ادیبان‌ دربیان‌ ایثار تو سرگردان‌


سلام من به محرم محرم گل زهرا
به لطمه های ملائك به ماتم گل زهرا
سلام من به محرم به تشنگی عجیبش
به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش
سلام من به محرم به غصه و غم مهدی
به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام من به محرم به كربلا و جلالش
به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش
سلام من به محرم به حال خسته زینب
به بینهایت داغ دل شكسته زینب
سلام من به محرم به دست و مشك ابوالفضل
به ناامیدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل
سلام من به محرم به قد و قامت اكبر
به خشك اذان گوی زیر نیزه و خنجر
سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم
به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم
سلام من به محرم به گهواره اصغر
به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر
سلام من به محرم به احترام سكینه
به آن ملیكه كه رویش ندیده چشم مدینه
سلام من به محرم به عاشقی زهیرش
به بازگشتن حر خروج ختم به خیرش
سلام من به محرم به مسلم و به حبیبش
به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش
سلام من به محرم به زنگ محمل زینب
به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب
سلام من به محرم به انتظار رقیه
به پای آبله بسته به چشم تار رقیه
سلام من به محرم به شور و حال عیانش
سلام من به حسین و به اشك سینه زنانش
سلام من به محرم به حزن نغمه هایش
به پرچم و به سیاهی به خیمه های عزایش

محرم شد، فغان از دل بر آرید
زچشم خود چو باران خون ببارید
بگریید ای عزیزان تا که با هم
به زخم فاطمه مرهم گذارید
همواره تجسم قیام است حسین (ع) 
در سینه عاشقان پیام است حسین (ع
در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز
دل چسب ترین شعر کلام است حسین (ع
السلام علیک یاأبا عبدالله یاحسین بن على، أیهاالشهید یابن رسول الله 

نظرات مطلب

فرم ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره سایت

  • vasileh2012@gmail.com
    توجه : برای باز شدن مدیا پلیرها و شنیدن صداها و آهنگها از مرور گر Mozilla Firefox وارد شوید .

آخرین عناوین

تصاویر منتخب 2

ادبیات عشق

دلنوشته ها و متون ادبی و اشعار دینی و عرفانی

اطلاعات سایت

ابزار تلگرام

تیک ابزارابزار تلگرام برای وبلاگ