تبلیغات
ادبیات عشق - «شب وصل» ویژه نامه لیالی نورانی قدر

«شب وصل» ویژه نامه لیالی نورانی قدر



دلت را به او بسپار و وجودت را غرق تمنا کن!
امشب آسمان به زمین نزدیک می شود و کریمانه
دل های کویری را ستاره باران می کند.
امشب، شب قدر است؛ 
شبی که برتر از هزار ماه است، شبی که برتر از تمام عمر توست
شب تولدی دوباره، شبی که درهای آسمان باز می شود.
شب قدر است. 
قدرش را بدان؛ شاید فردایی نباشد. 
پرواز را به خاطر بسپار. 
دستانت را به فرشتگان بسپار! 
سلام بر لیله مبارکه قدر!
سلام! سلامی تا صبح




بـه نـامِ تو کـه رحمان و رحیمی
بـه احسـان عـادت وخُـلـقِ کـریمی
زِ اَنفاسِ خوشَت امشب دمیدی
شـبِ قـدری بـرایم بر گزیدی
چـه نیکو حـرمتی دارد شـب قدر
کـه بـر مـا منّتـی دارد شـب قـدر
دَرِ این شب به روی آسمان است
ملائک بـرهمـه در پـاسـبان اسـت
فرشته صف به صف تسبیح گویان
بـه دربـانیِ حـق تلـمـیح گـویـان
دری واکـردی وصـد درگشودی
هـزاران خیـر از آن درهـا فـزودی
چه خوش میخانه ای بـاشد شب قدر
خُم و پیمانه ای باشـد شب قدر
نهـادی حلـقه هـای رحمت خـود
بـه هـرحلـقه دری از نعـمتِ خود
فراوان نعمت ورحمت فزون است
شمارش کی شود ازحد برون است
که داندلَیلةُ القَدرت کدام است
که تا صبحش سلام اندرسلام است
تـلأ لـوء دارد آن آیـات قـرآن
دَرِ ایـن شـب تـا سحرگه نور باران
برخیز! بیدار شو! گوش کن! 
صدای بال فرشتگان را می شنوی؟
نگاه کن! باران نور را می بینی؟
عطر حضور را احساس می کنی؟



امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«راس السنة لیلة القدر یكتب فیها ما یكون من السنة الى السنة.»
آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است.
در آن شب برنامه سال آینده نوشته مى‏شود.
وسائل الشیعه، ج 7 ص 258 ح 8
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«التقدیر فى لیلة تسعة عشر و الابرام فى لیلة احدى 
و عشرین و الامضاء فى لیلة ثلاث و عشرین.»
برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى ‏گیرد و تصویب
آن در شب بیست ویكم و تنفیذ آن در شب بیست ‏سوم.
وسائل الشیعه، ج 7 ص 259


شب قدر، بال گشودن فرشتگان و عرشیان، روی زمین دیدنی است.
ستارگان با نورافشانی زیبای شان اشک های سوز و توبة بندگان گنه کار 
را در اوج نگاه های شان و در آسمان عشق منعکس می کنند. 
آری، دست های نیاز سوی خداوند بلند شده است
تا از عطر رحمت او سرشار شوند.
اطرافم را می نگرم. همه جا پر شده است از بوی رحمت و مهربانی 
و عشق خداوندی. همه جا لبریز نالة سوزناک عاشقان الهی است.
نواهای عاشقانه با آوایی عطشناک، تشنگی روح های سرگردان در کویر دنیا 
را سر می دهند و با ناله های بک یا الله»، عاشقی و نیاز را به اوج می رسانند.
امشب، مهتاب مثل همیشه نیست، او نیز نورانی تر شده تا با تابش رحمت الهی 
بر دل های تاریک و سیاه چندین ساله، آن ها را روشن و الهی کند.
پروردگارا! در این شب، چشم به آسمان دوخته ام و سر بر آستان کبریایی تو. 
بارالها! تسبیح گوی توام و چشم در چشم افق دوخته ام و در مدار 
نگاهم نظاره گر کهکشان مهربانی توام. 
جز پناهگاه یا نور! هیچ یاریگری نیست جز مهربانی تو. 
پس دستم بگیر. هیچ تکیه گاهی نیست مودّت و رحمت تو. 
مرا نزد خویش بپذیر.
قطرات اشک و ناله های سوزناک، آرام آرام دلم را به سویت می کشاند.


مناجات با امام زمان در شب قدر
ای عزیز خدا، امام زمان
صاحب روضه ها، امام زمان
شب تودیع حیدر است امشب
جان زهرابیا ، امام زمان
بر سر و سینه می زنی ای وای!
فرق او شد دو تا امام زمان
بین ما هستی و چه تنهایی!
می زنی ضجّه هاامام زمان
از سر شب به یادتان هستم
می کنی یاد ما؟ امام زمان
کم ما و کرامتت مولا
نظری بر گداامام زمان
پرده های گناه باعث شد
از تو هستم جدا امام زمان
می شوم لایق زیارت تو
گر نمایی دعا امام زمان
کاش احیا کنیم یک شب قدر
در کنار شما امام زمان
تو جوادی و من بخیل آقا
جود بی انتها ، امام زمان
امشبی را بیا و بد گذران
سحری با گدا امام زمان
شب قدر است روزیم گردان
عرفه،کربلا،امام زمان
شاعر:محمّدمهدی عبدالهی


از کوچه ‏های تاریک نفسانیت به سمت روشنایی و نور می ‏آیم.
پیوند می‏خورم با شب‏های همیشه بهار قدر؛ 
شب‏هایی که پروانه‏ های حقیقت، گل‏های ایمان را کشف خواهند کرد
شب‏هایی که امواج دریای وجودم اوج خواهند گرفت 
به سمت بودن. 
در کوچه باغ‏های سبز جوشن کبیر، مسافر راهی می‏شوم 
که مقصدش رستگاری است.
چراغ راهم، هزار نام نورانی خداست.
از صدف لبم مروارید «الغوث الغوث»، می‏تراود؛ به امید آنکه باران
توبه، آتش دوزخم را فرو نشاند «خَلِّصنا مِنَ النار یا رب».
و من آمده‏ ام تا در میان انبوه ستارگان روشن شب‏های قدر، در
زیر نور رهایی مهتاب به خویش برگردم؛ به سرزمینی که ا
ز آن دور افتاده‏ ام، سرزمین حقیقت.
«من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب ‏آبادم» 
و شب‏های قدر، محفل وصل دوستداران است.
«چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند» 
حمید باقریان


"شب های قدر"، اوج این پر گشودن در فضای نیایش 
و عبودیت است و شكوفایی "رحمت الهی" بر بندگان.
رمضان، موسم پر برگ و بار بازگشت به سرشت پاك است.
روزه، آزمون سراسری "اخلاص" بندگان است، 
تا از اسارت " شكم"و "شهوت" رها شوند و از
"بند مادیات" و "كمند تعلقات" آزاد گردند.
و … "شب قدر"، ساعت پذیرایی از مهمانان "بزم حضور" در "مائده قرب" است.
كیست كه بر سفره مولی بنشیند و گرسنه برخیزد؟ 
شب قدر، شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن
نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. 
دراین شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد .
درشب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن 
پروردگار،خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند
و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.


اعمال مشترک شبهای قدر
اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل این شبها را مقارن
غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند
دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحید
بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ بگوید
در روایت نبوى صلى الله علیه وآله است كه از جاى خود برنخیزد
تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بیامرزد «الخبر»
سیّم قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فیهِ، وَفیهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ،
خدایا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه
در آن است نام بزرگت
وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى ، وَما یُخافُ وَیُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النَّارِ،
و نامهاى نیكویت و آنچه بدانها ترس و امید شود كه
قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ
پس هر حاجت كه دارد بخواهدچهارم آنكه مُصحَف
شریف رابگیرد وبر سر بگذارد وبگوید:
اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ 
مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ، وَبِحَقِّكَ
خدایا به حق این قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى
و به حق هر مؤمنى كه در این قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه 
عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ 
تو بر ایشان دارى زیرا كسى نیست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد
پس ده مرتبه بگویدبِكَ یا اَللَّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و
ده مرتبه بِعَلىٍّ و ده مرتبه بِفاطِمَةَو ده مرتبه بِالْحَسَنِو ده مرتبه بِالْحُسَیْنِ و
ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَیْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ 
و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ 
و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ 
پس هر حاجت كه دارى طلب كن
پنجم زیارت كند امام حسین علیه السلام را. 
در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند
از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزیده هر كه را كه به زیارت قبر
حُسین علیه السلام آمده
ششم احیا بدارد این شبها را همانا روایت شده هركه احیا كند شب قدر
راگناهان اوآمرزیده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگینى كوهها وكیل دریاها باشد
هفتم صد ركعت نماز كند كه فضیلت بسیار دارد و افضل آنست 
كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند
هشتم بخواند:
اَللَّهُمَّ اِنّى اَمْسَیْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا
خدایا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه 
مالك سود و زیانى براى خویش نیستم و نتوانم
اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ
از خویشتن پیش آمد ناگوارى را بازگردانم و این مطلبى است كه
من آن را بر خویش گواهى دهم و به ناتوانى
قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حیلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما
خود و بیچارگیم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست
بر محمد و آل محمد و وفا كن برایم بدانچه
وَعَدْتَنى ، وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ،
بر من و همه مؤمنین و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در این شب
وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَیْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكینُ الْمُسْتَكینُ، الضَّعیفُ
و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زیرا كه من بنده 
بینواى مستمند ناتوان تهیدست
الْفَقیرُ الْمَهینُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِیاً لِذِكْرِكَ فیما اَوْلَیْتَنى ، وَلا [غافِلاً]
خوار توام خدایا قرار مده مرا فراموشكار از یاد خویش در آنچه به
من انعام فرمودى و نه غافل از
لِإِحْسانِكَ فیما اَعْطَیْتَنى ، وَلا ایِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،
احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده ناامید از
اجابت خویش و اگرچه دیرزمانى طول كشد 
فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِیَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ
چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى یا در آسایش 
در تندرستى یا گرفتارى در تنگدستى یا
نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَمیعُ الدُّعآءِ * 
در نعمت براستى تو شنواى دعایى
و این دعا را كفعمى از امام زین العابدین علیه السلام روایت كرده كه 
در این شبها مى خوانده در حال قیام و قعود و ركوع و سجود و 
علاّمه مجلسى(ره) فرموده كه بهترین اعمال در این شبها طلب آمرزش و 
دعا از براى مطالب دنیا و آخرت خود و پدر و مادر و خویشان خود و برادران
مؤمن زنده و مرده ایشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعلیهم السلام
آنچه مقدور شود و
در بعضى از روایات وارد شده است كه دعاء جوشن كبیر را در
این سه شب بخوانند فقیر گوید كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روایت شده
كه خدمت حضرت رسول صلى الله علیه وآله عرض شد كه اگر من درك كنم 
شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود عافیت را. 



پاشیده اند عطر دعا باز در زمین
آنک دوباره قافله ناز در زمین
صبح و سلام می رسد از آسمان، ببین
آورده اند یک سحر آواز در زمین
هر شب هزار ماه به ما سجده می برند
در حسرت شکفتن یک راز در زمین
رازیکه آن سپیده دم از سینه علی
بر لب رسید و رفت به اعجاز در زمین
گفتید او نشانی شبهای قدر بود
گفتیم: مانده روزنهای باز در زمین
شاید شبی بشارتی از آسمان رسید
چون یازده نشانه پرواز در زمین
سید ضیاءالدین شفیعی



امشب، تا سحر، ستاره می چینم.
از تمام بندهای «جوشنم»، تمنّا می بارد.
دروازه های اجابت، جرأت استغاثه ام را دو چندان می کند.
دریچه ای رو به ملکوت و «خدایی که در این نزدیکی است»
مُصحف تو را پیش رو می گشایم.
تورا به حق اسماء جلاله ات، تو را به حق کرامتی که سابقه
آن را بر روح وجانم نمایانده ای، تو را به حق عنایتی که در سایه سار
آن، سال هاست ریزهخوار سفره نعمتت بوده ام،
بر من ببخش همه نافرمانی هایم را، ای خوب بی همتا!
زیر سایه کلماتت، زیر سایه کتاب مقدّس نشسته ام؛ 
بِکَ یا اللّه بِکَ یا اللّهتو را به نام تو می خوانم؛ 
«یا مَنْ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی»از شعله های عذابت بیم دارم؛ 
«یا مَنْ اِلَیْهِ یَهرَبُ الْخائِفوُن»بنده شرمسارت را بپذیر، 
«یا مَنْ اِلَیْهِ یَفْزَعُ الْمُدینُون»
باتمام اشتیاقم به سویت آمده ام؛ 
سرمایه ام، محبّتی است که به عالم نمی دهم؛
«یا مَنْ بِه یَفْتَخِرُ المُحِبُّون» شکوه های دلم را می دانی.
آب توبه، چشم هایم را صیقل می دهد؛ 
امشب، سرنوشت مرا در «ماورا» رقم می زنند
دستگیره های دعا، مرا به تو می رسانند؛
از خودم خالی می شوم.
تمام حرف هایم مسجّع شده اند؛
«اَلْغَوْث اَلْغَوْث خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَب»
آهنگ بغضم، سکوت شب را می شکند
همه پُل ها کوتاه شده اند. 
آسمان، روی دست هایم، بذر امید می پاشد. 
با دلم عهد کرده ام از نور آغاز شوم، عهد کرده ام، عهد نشکنم
صدای بال فرشتگان، در تمام فضا منتشر می شود.
هوای این شب ها، عطر اجابت می دهد.
این شب های تا سحر روشن را به هیچ شب و روز و
ساعتی نمی دهم؛ «لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»
بر چشم هایم نور بصیرت ارزانی دار، «یا أَبْصَرُ مِنْ کُلِّ بَصیرٍ»
می خواهم این ثانیه ها را به تمام زندگی ام پیوند زنم.
می خواهم این رکعت ها را به تمام نمازهایم سرایت دهم،
می خواهم بر تن تمام واژه هایم، «جوشنی» بپوشانم
از جنس نور و نیاز و اجابت.
عاطفه خرمی



شب قدر؛ شــــب توبه
شب قدر،بال گشودن فرشتگان و عرشیان،
روی زمین دیدنی است.
ستارگان با نورافشانی زیبای‌شان 
اشک‌ های سوز و توبه بندگان گنه‌کار را 
در اوج نگاه‌های ‌شان و در آسمان عشق منعکس می ‌کنند.
آری، دست‌های نیاز سوی خداوند بلند شده است
تا از عطر رحمت او سرشار شوند.
اطرافم را می‌ نگرم.همه جا پر شده است 
از بوی رحمت و مهربانی و عشق خداوندی.
همه جا لبریز ناله سوزناک عاشقان الهی است.
نواهای عاشقانه با آوایی عطشناک،
تشنگی روح‌های سرگردان در کویر دنیا را سر می‌دهند 
و با ناله‌های بک یا الله»، عاشقی و نیاز را به اوج می‌رسانند.
امشب، مهتاب مثل همیشه نیست،
او نیز نورانی‌تر شده تا با تابش رحمت الهی 
بر دل‌های تاریک و سیاه چندین ساله، آن‌ها را روشن و الهی کند.
پروردگارا!در این شب،
چشم به آسمان دوخته‌ام و سر بر آستان کبریایی تو.
بارالها! تسبیح‌گوی توام و چشم در چشم افق دوخته‌ام 
و در مدار نگاهم نظاره‌گر کهکشان مهربانی توام.
یا نور!هیچ یاریگری نیست جز مهربانی تو.
پس دستم بگیر.
هیچ تکیه‌گاهی نیست جز پناهگاه مودّت و رحمت تو.
مرا نزد خویش بپذیر. قطرات اشک و ناله‌های سوزناک،
آرام آرام دلم را به سویت می‌کشاند.
مهربانا!
می‌دانم که شب قدر را فرصتی برای دل‌سوختگان
و عاشقان راهت قرار داده‌ای 
و من باید این پلکان صعود را در این شب زیبا و نورانی بپیمایم.
باید راهی به سوی آسمان بیابم.
باید خود را به ابدیت نزدیک کنم. 
باید هم‌چون فرشتگان، گرداگرد امام هستی بگردم. 
باید بروم به سوی نورانیت.
باید وجودم را در اینه خوبی‌ها منعکس کنم.
باید در این شب،خود را پیدا کنم 
که سال‌هاست گم‌کرده راهم و اسیر پندارهای خویش.
باید در این جاده تنهایی گام بردارم،
عاشقانه ناله بک یا الله»
سر دهم و بند بند یا غیاث المستغیثین»
را بر لوح دلم حک کنم.
باید رنگ خدا گیرم که شب قدر،
شب زیبایی‌هاست،شب آسمانی شدن
شب هم‌نشینی با فرشتگان است.


گفتم از زشتی گفتارِ بدم ، گفت : “بیا”
از سیه کاری رفتار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از غفلت دل ، از هوسم ، از نفسم
صاحب آن همه کردارِ بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از سرکشیم ، سینه سپر ، داد زدم
نیستم خسته دل از کار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از دوست گریزانم و در خود غرقم
دائما در پی پندار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از گوهر ذکر تو ندارم بهره
غوطه ور مانده در افکار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم ای چشمه ی خوبی ، سحری چشم گشا
نگر اعمال شرر بار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم ای صاحب این سفره که خوبان جمعند
گفته بودی که خریدار بِدم ، گفت : “بیا”
گفتم آینه شیطان شده بودم عمری
خسته از دست همین یار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم خدا ز دست دل من رنجیده
من همان عبد گنهکار بدم ، گفت : “بیا”


شب قدر است و قدر آن بدانیم
نماز و جوشن و قرآن بخوانیم
به درگاه خدا غفران و توبه
به شرطی که سر پیمان بمانیم
برای پاکی نفس و سعادت
همیشه بهر خود شیطان برانیم
شب تقدیر و ثبت سرنوشت است
دعا بر مومن و انسان بخوانیم
برای صیقل روح و روان ها
به دل دریائی ازایمان رسانیم
برای اولین مظلوم عالم
بسی خون دل ازچشمان چکانیم
هزاران لعنت و نفرین بسیار
به قاتلهای مولامان رسانیم
دراین شبهاتومهدی(عج)راصدا کن
چو یوسف غایب است حیران چنانیم
دعای اول وآخر ظهور است
که بیش ازاین دراین هجران نمانیم
مسافر؛ را بگو ایمان قوی دار
که تاوصلی به این دامان امانیم
(عباس پناه)


مگر ما در طول سال، چقدر فرصت "تجدید دیدار" با "فطرت" داریم؟
مگر در طول سال، چند "شب قدر" داریم؟ 
ماهی جان، دردریای "یاد خدا" است كه حیات می یابد.
وگرنه، دلهای جدا از خدا، مشتی گوشت است و سخت تر از سنگ!
"بیا، بیا، كه بشوییم خانه دل را، چرا گناه، چرا غفلت و فراموشی؟
بیا كه چهره دل را،به آب "توبه" بشوییم و پاكتر گردیم.
بیا به فطرت بی عیب خویش، برگردیم.
در شب قدر، رو به آینه محاسبه می نشینیم و چهره جان را بی غبار
می بینیم و با باران اشك، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شستشو می دهیم.
شب قدر، شب گشودن سفره دل و ریختن اشك نیاز و فصل گریستن 
چون ابر بهار در دل آستان آفریدگار غفار است. 
شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست.
شبی است كه باید قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم بزنی
و… "خویشتن جدید" را با قلم توبه و جوهر اشك، ترسیم كنی.


شب عفو است ومحتاج دعایم 
زعمق دل دعایی کن برایم.
اگر امشب به معشوق رسیدی .
خدا را در میان اشک دیدی؟ 
کمی هم نزد او یادی از ما کن.
کمی هم جای ما او را صدا کن.
بگو یارب فلانی رو سیاه است ، 
دودستش خالی وغرق گناه است.
بگو یارب تویی دریای جوشان .
در این شب رحمتت بر وی بنوشان


پیامبر اکرم(ص):
«هرکس شب قدر را با ‌ایمان و محاسبه بیدار ماند
تمام گناهان گذشته و آینده اش بخشیده میشود»


خدایا! 
تقدیر ما را در شب قدر بگونه ای رقم بزن
که در دنیا و آخرت، بالاترین افتخار ما "شیعه بودن ما" باشد، 
"شیعه ی واقعی حضرت امیرالمومنین" 
همین و بس


تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی 
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم 
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی


- الهی!
امشب آمده‌ام تا به چهارده نور پاک، تورا قسم دهم و 
والاترین کتاب را بر سر بگیرم و بالاتر روم.
مرا به خویش وامگذار و در این شب،
با بهترین دوستانت هم‌نشین کن
و از خویش مران، که بی‌تو حیرانم و سرگردان

نظرات مطلب

فرم ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره سایت

  • vasileh2012@gmail.com
    توجه : برای باز شدن مدیا پلیرها و شنیدن صداها و آهنگها از مرور گر Mozilla Firefox وارد شوید .

آخرین عناوین

تصاویر منتخب 2

ادبیات عشق

دلنوشته ها و متون ادبی و اشعار دینی و عرفانی

اطلاعات سایت

ابزار تلگرام

تیک ابزارابزار تلگرام برای وبلاگ