تبلیغات
ادبیات عشق - شمیم بندگی ویِژه نامه حلول ماه مبارک رمضان

شمیم بندگی ویِژه نامه حلول ماه مبارک رمضان



من آمده ام باز ....
رمضان آمد و من دوباره 
با کوله باری از نیاز آمده ام
که جرعه ای از آغوش گرم مناجاتت را 
به دل نا آرامم بچشانی 
و تصویر شیرینی مقام وصال را 
به کام افکار و اعمالم نشان دهی...
و من آمده ام باز تا 
مهمان لحظه های سبز بی خویشتن شوم
تا از بلندای آسمان،
این پنجرۀ هفت رنگ رؤیایی 
که بارگاه همیشه گسترده ملائک است،
بال بگشایم و پر بسایم به مدار عشقت 
تا دور دست تکامل و عرفان!
مرا دریاب یا سَتَّار َالعُیُوب 
تا پهن دشت پیکرم که فرسوده
از علف های هرز کوته بینی و کج نگری شده را 
با حضور سبز و روحانی ات بیامیزم!
قنوتم را ببین که نیازم را به نمایش می گذارد 
در آسمان آبی عظمت تو 
و از برهوت کلمات نجاتم ده 
که هیچ واژه ای گویای احساساتم نیست!
یا ربَّ النُور العَظیم ... 
در ماه آفتاب آفرینی مرا با نورخویش تجلی ده؛ 
در نور مهمان کن؛ با نور بیامیز؛ 
با نور متولد کن و با نور بمیران...
یا نُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی الظُلَم... 




هر که دارد سر سودای خدا بسم الله
هر که دارد غم مهمانی ما بسم الله
میزبانان سحر منتظر مهمانند
هر که خواهد سحر اهل بکا بسم الله
چشمه ی آب حیات است مناجات سحر
هر که دارد طلب آب بقا بسم الله
ماه ها منتظر ماه مبارک بودیم
آمد ای منتظران ماه خدا بسم الله
سفره بندگی ماه خدا پهن شده
سفره ماست کنار شهدا بسم الله
دیده وا کن که خدا در بر ما بنشسته
همنشین است خدا با فقرا بسم الله
شد هلال مه دلدار حلال همگان
رویت یار حلال است تو را بسم الله
دست ابلیس که بسته است امان ازاین نفس
باید ای نفس کنی ترک خطا بسم الله
یادی از تشنگی روز قیامت باید
باب افطار گشوده ست به ما بسم الله
میهمان خانه ارباب کرم ماه خداست
ایها الناس سوی آل عبا بسم الله
روزه یعنی عطش روضه ی لب های حسین
هرکه دارد طلب خون خدا بسم الله
رحمت واسعه اینجاست سر کوی حبیب
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
در رکاب پسر فاطمه باید جان داد
هر که خواهد شود اینگونه فدا بسم الله


چه بگویم جز، الهی العفو...؟
الهی تو پاک آفریده ای ما آلوده کرده ایم
با درودی بر آستان تو، ای پروردگار من!
خدایا !
اجازه فرما که همه احساس من از قلبم بیرون تراود
و بر پای تو با این جهان تماس حاصل کند.
چونان ابر باران زای تابستان 
که با بار سنگین رگبارهای ناافشانده اش
در سطح پایین آویخته باشد، 
بار الها !
اجازه فرما همه هستی من بر در سرای تو، 
برای ابراز درودی بر آستان تو، سر تعظیم فرود آورد.
معبودا !
اجازه فرما همه ترانه های من در مسیرهای گوناگون
به جریانی واحد مبدل گردد و به سوی دریای سکوت، 
به امید دوری بر آستان تو روان شود.
مهربانا !
اجازه فرما همچون انبوهی از دُرنای دور از خانمان 
که روزان و شبان به سوی آشیانه های کوهستانی خویش باز می گردند، 
رئوفا !
اجازه فرما همه جان من، به نشانه درودی بر آستان تو، 
سفر خود را به سرای جاودانی آغاز کند.
رحیما !
به رحمانیت سوگند که برمن رحم کنی 
ای رحم کننده ترین رحم کنندگان
آمین یا رب العالمین



صدایی می آید!
صدایی آسمانی 
گویی صدای دف های فرشتگان است 
خبری هست !!
در آسمان شوری برپا شده است ...
عروس زمان 
ماه خدا میاید ...
هیاهویی بپا شده است 
مجلس جشن ملائک در اسمان برپاست 
میلیاردها موجود در سراسر جهان 
متوجه اتفاقی شده اند
آری ،ماه میهمانی خدااست
دلها یادش کرده اند صدایش میکنند
درمیخانه اسمانی را گشوده اند
نور را نشان همه میدهند
در خانه خدا باز است 
وخوان الهی گسترده 
نعمت فراوان و رحمت بی شمار 
چه مهمانی باشکوهی !
چه میزبان کریم و دست و دلبازی !
30روز عاشقی و عشق بازی در راه است
اما در این طریق آیا 
همه حرمت میزبان را نگه خواهند داشت؟
فطر خواهد امد 
آیا ما مست می دوست خواهیم ماند؟
یا سبوی خدا را بار دیگر 
مثل هر سال خواهیم شکست؟!!
خدایا به همه ما لیاقت حضور در این میهمانی 
و سعادت درک برکات وفیوضات ماه خودت را عنایت کن 
و آنچنان بر معنویات و ظرف وجودی ما بیافزای 
که پایان رمضان آغاز دلداگی ماباشد 


خداوند به زمینیان وعده ضیافتی باشکوه
در شب اول ماه رمضان را داده بود؛ 
اما هلال لاغر ماه، خود را پشت چادر پولک دار شب پنهان
می کرد و مردمان، بر پنجه پایشان قد می کشیدند 
و در آسمان چشم می چرخاندند و ماه را نمی دیدند.
گروهی، از انتظار خسته شدند و میهمانی را
فراموش کردند و به خانه هایشان بازگشتند.
گروهی دیگر، چشم به راه ماه ماندند تا روز میهمانی معلوم شود.
اما گروه سوم تصمیم گرفتند زودتر از موعد میهمانی به پیشواز آن بروند...
آن شب ماه را در آسمان دلشان دیدند.


یازده ماه را پشت سر نهاده ام تا به تو رسیده ام و اکنون جز
خار و خاشاک، در کوله بار ندارم تا سر از خجلت بردارم
و اذن دخول به حریم محبتت طلب کنم.
پشت دروازه های چشم تو می ایستم تا خریدار اشک ندامتم باشی
و جرئت بندگی را دیگر باره به من عطا کنی.
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو 
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
گفتم ای بخت بخفتی و خورشید دمید
گفت: با این همه از سابقه نومید مشو

الهی! نامت را با تمام تشنگی‏ام سر می‏کشم.
باشکوه و بلند، نفس برمی‏آورم؛ 
در هوایی که سرشار از نسیم پرستش است.
آرام ‏آرام از خویشتن خویش تهی می‏شوم.
خدایا! نخواه تا در این روزی که با نام تو آغاز کرده‏ام، 
گناهی بر گناهانم افزوده شود.
خدایا!
مرا که این همه در روزها و شب‏های مجبور،
تنیده ‏ام، فرصتی ببخش تا به هر آنچه پیمان بسته ‏ام با تو وفا کنم. 
این ثانیه‏ های در خاک، سخت بر شانه‏ ام سنگینی می‏کند؛
اما هنوز هم به رسیدن دستانم به شاخساران بلند اجابت و رحمت امیدوارم.
خدایا! مرا از دیروزهای غفلتم بیرون بیاور؛ 
مرا ببخش که این بخشش از شکوه تو نخواهد کاست و تو را از آمرزش من زیانی نخواهد رسید.
پروردگارا!
مرا بر سفره بی ‏انتهای لطف خویش، 
به دو نعمت بزرگ میهمان کن؛
نعمت‏هایی که همواره به سالکان سوخته جان طریقت خویش ارزانی داشته ‏ای؛ طاعت در طلیعه و آمرزش در شبانگاه. 
بگذار این جذبه استخوان ‏سوز را با تمام یاخته‏ ه ایم نفس بکشم.
پروردگارا!
گام‏های مرا بر جاده ‏های پرمخاطره شوق، استوار گردان. 
حالیا که بر دامنه ‏های بندگی ایستاده ‏ام، 
مرا به دره‏های مه‏ آلود گناه و وهم، ملغزان.
با سلسله نابکاران، به پرتگاه آتشم مکشان.
خدایا! فرصتم نده که جز بر تو توکل کنم. 
حصار تو سخت ایمن است و من برای گریز از خویش،
تنها از تو شکیبایی می‏جویم.
شکوهی جز تو نمی‏شناسم.
همه چیز با کلمه ‏ای که تویی آغاز می‏شود.
خاک، جهنم من است؛
وقتی از آن رهایی نمی ‏یابم. 
دنبال نشانه‏ ای از تو می‏گردم و تو نزدیک‏تر، 
موج موج بر صخره‏ های جانم می ‏کوبی.


بر بام های این همه فراوان، هلال نو رسیده، سوسو می زند 
و صدای آسمان، در دل ها فراگیر می شود: 
ای اهل زمین! ماه خدا فرا رسید.
همه برمی خیزند و پیراهن ها را از سکوت یک ساله می تکانند. 
سجاده ها را از سر می گیرند...
قرآن ها، از نو متولد می شوند.
سفره ها رنگ دیگر می گیرند؛ 
رنگ بزم خداوندی؛ رنگ تبرک بی دریغ، رنگ مائده های آسمانی.
دل های وضو گرفته، نفس زنان، به درگاه رحمت می آیند: 
خداوندا! تمام معبرها را در انتظار رسیدن رمضانِ تو،
آب و جارو کرده ایم. 
شاهد باش که با آغوش شوق، در به رویش می گشاییم؛ 
پس سفره های دست هایمان را خالی نگذار.



رمضان ، ماه خدا، ماه سخن گفتن خدا، ماه مردم ، ماه بیدار شدن مردم ، 
ماه بیدار كردن آنان ، ماه آگاه كردن انسان ها كه نمی دانند و
ماه تذكر دادن به ایشان كه می دانند. 
ماه برانگیختن آنها كه نشسته اند و ماه بازگرداندن آنها كه برگشته اند.
ماه نیرو دادن به فریادی كه در حال شكستن است. 
ماه كمك كردن به پرنده ای كه در حال سقوط است و ماه به پرواز درآوردن مرغی كه از پریدن عاجز است. 
ماه گره كردن مشتهایی است كه باز می شوند و قدمهایی كه آهسته می گردند. 
ماه بسیج كردن سپاهی است كه متفرق است و تحریك كردن لشگری كه در حال فرار است. 
ماه متذكر ساختن تو كه اگرچه آگاه باشی و آزاد ، از هر ننگی و حقارت هر بندی و بردگی هر نیازی ، اما ، اسارت ماندن ، محكومیت زنده بودن و دام تن ، به مرور زمان فلسفه ماندنت را دگرگون می سازد. در این مقاله می خواهیم فلسفه روزه را با كلامی ادبی ، علمی و عرفانی به رشته تحریر درآوریم. 
نیازهای تن كه وسیله ای بود در رفتن و شدن ، با دسیسه ای آرام و بسیار ظریف ، تبدیل به هدفی می شوند در ماندن و بودن و اگر تاكنون نان در خدمت تو بود اینك تو در خدمت نان می آیی. 
اگر دنیا در خدمت شدن تو بود، اینك تو در خدمت شدن دنیا می شوی. 
اگر خواب در خدمت بیداری تو بود ، اینك بیدار بودنت به خدمت خواب ماندنت می آید و تو كه پیش از این از دنیا آنقدر برمی داشتی كه به كار عقیده و ایمانت آید ، اكنون از عقیده ات آنقدر می گیری كه به كار خوردن و خوابیدنت آید. اكنون برای نان و نام خود می خوانی. تو كه نماز را برای آزادی و استقلال خود می خواندی اكنون برای ریا و فریب مردم می خوانی. 
تو كه بتها را می شكستی تا خدا را بپرستی و بپرستند ، امروز بتها را می سازی تا خدا را نپرستند و نپرستی. 
آرام آرام لجنهای عفن درونت ، بر روح بزرگ وجودت غالب می گردند. قدمهای سریعت در شدن و رفتن ، اندك اندك ، به سستی و خشكی تن می دهند و از سرعت عظیم خویش می كاهند و سپس متوقف و ساكن و پس از سكون ، بازگشت و عقب گرد و در سرازیری مرگ و ذلت غلتیدن و فرود آمدن. 
خدای من !! دوباره ماه رمضون شد ، دوباره ماه ضیافتت شد ، خدایا هر کی میخواد مهمونی بره لباس تمیز می پوشه با لباس کثیف و بدبو کسی مهمونی نمیره حالا اینو می خوام بگم من که اومدم مهمونی تو اومدم لباس گناه رو از تنم بیرون کنی عوضش لباس تقوی به تنم کنی . 
آی صاحب خونه هوای این گدای هر ساله ات رو داشته باش. 
امسال یه کاری کن دیگه دلامون خونه تو باشه یه کاری که که به کمال انقطاع ... نزدیک بشیم. 



رمضان، صفحه لاهوتی ملاقات است؛
صفحه ای که در دفتر زندگی بندگان، سالی، یک ماه گشوده می ماند.
صفحه ای که در متن آن، عطش بندگی حاکمیت دارد 
و اوج پادشاهی را ساجدانه ترین استغاثه می داند. 
رمضان، ماه بلوغ انسان در پیکره معرفت است و معرفت، 
همان کلید مقدسی است که ورود به حریم رمضان را اذن می دهد
ماه رمضان ماهی است که هوایش از آلودگی های شیطانی تصفیه شده 
و روح ملکوتی آن برای فیض رساندن به بندگان تقویت شده است.
امید به شفا از بیماریهای حاصل از گناهان در این ماه بسیار است 
و مغفرت یافتن یکی از بهترین شفاهای معنوی است ...


می زند بانگ منادی که گنهکار کجاست؟
آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟
آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست 
باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک 
می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست 
سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست
تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست 
بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب
تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست 
مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید
سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست
ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار
تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست 
حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد 
در و دیوار زند داد خریدار کجاست 
آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور
گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست 
من ژولیده به آوای جلی می گویم 
آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست


ماه رمضان، عرصه تمرین استقامت در میدان صبر و شکیبایی است.
ماه رمضان، تارک خویش را به زیور شهادت قافله سالار قبیله تنهایی آراسته است.
ماه رمضان، ماه بیداری در سایه دین‌داری است.

آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهکار توییم
ای داور بخشنده بما کن نظری 

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت
کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت
آمد نوید رحمت، ای دل زخواب برخیز
باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت

رسول خدا صلى الله علیه و آله:
رمضان ماهى است كه ابتدایش رحمت است و 
میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.
(بحارالانوار، ج 93، ص 342)


کاش در این رمضان لایق دیدار شوم
سحری با نظر لطف تو بیدار شوم
کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان
تا که همسفره تو لحظه افطار شوم


حلول ماه مبارك رمضان ،
بهار قرآن ،
ماه عبادتهای عاشقانه و نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را به شما تبریك عرض میكنم . 
خدا سعادت درك این ماه رو به ما بده تا انشالله بتونیم از بركات این ماه ذخیره خیری برای آخرت خود كسب كنیم .
التماس دعا

نظرات مطلب

فرم ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره سایت

  • vasileh2012@gmail.com
    توجه : برای باز شدن مدیا پلیرها و شنیدن صداها و آهنگها از مرور گر Mozilla Firefox وارد شوید .

آخرین عناوین

تصاویر منتخب 2

ادبیات عشق

دلنوشته ها و متون ادبی و اشعار دینی و عرفانی

اطلاعات سایت

ابزار تلگرام

تیک ابزارابزار تلگرام برای وبلاگ